مرضيه محمدزاده

852

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

طراز يزدى ميرزا عبد الوهاب طراز يزدى از مشاهير شعراى دور ، قاجاريه بود ، كه به سال 1187 ه ق . متولد شد . وى در زمان حياتش به شهرت رسيد و شعرش مورد پسند ارباب شعر و ادب قرار گرفت . پدرش حاج عبد الكريم از معاريف شهر يزد و از معماران بنام عصر خود بود و در ميان مردم از محبوبيت و شهرت برخوردار بود . طراز علوم اوليه و عربيه را از اساتيد فن فرا گرفت و چون داراى هوش و استعداد سرشار بود به سرعت رشد كرد و در ميان مردم چهره‌اى آراسته به فضل و ادب شناخته شد و در شعر نيز منزلتى و الا يافت و خط و خوشنويسى تعليم گرفت و از خوشنويسان شهر خود گرديد . طراز پس از كسب معلومات متداوله چندى پيشه‌ى پدر را دنبال كرد اما چون شاعرى ظريف طبع و خوش ذوق بود شغل پدر مطابق سليقه‌اش قرار نگرفت و از آن دست كشيد و راهى تهران شد و به دربار محمد شاه قاجار راه يافت و مورد نوازش قرار گرفت ، ولى صدر اعظم وقت ( حاج ميرزا آقاسى ) بر اثر سعايت بدخواهان او را مورد بىمهرى قرار داد و اين رفتار ، طراز را خوش نيامد و به هجوش پرداخت . طراز چون احساس خطر كرد از تهران گريخت و به زادگاه خود رفت ولى در نايين به دستور صدر اعظم او را گرفته و تا سرحدّ مرگ شكنجه‌اش كردند و بعد به گوشه‌اى انداختند . تنى چند از مسافران او را شناختند و با خود به يزد بردند و به معالجه‌اش پرداختند . طراز بر اثر صدمات وارده‌ى جسمى و تألمات روحى در حالى كه بيش از 37 سال نداشت در سال 1224 ه . ق . بدرود حيات گفت . طراز شاعرى توانا و اديبى فاضل بود و به فنون شعر و ادب تسلط داشت اما مديحه‌گو و هجوسرا بود . پس از آن واقعه دست از مدح و ذم كشيد ، جز به ستايش پيغمبر ( ص ) و دودمانش شعرى نسرود و از گذشته‌اش اظهار تأسف كرد . - * - آتش زد اين بهار جگرهاى تفته را * ماند سحاب ، خيمه‌ى برباد رفته را بود آتشى نهفته به دلها و برفروخت * باد بهار ، آتش در دل نهفته را ياد آورم چو غنچه‌ى سيراب بنگرم * آن غنچه‌هاى تشنه‌ى در خون شكفته را خيزد ز خاك سبزه و ياد آورد حسين * آن سبز خط سلاله‌ى در خاك خفته را از كربلا شنفته‌اى ، اى دل حكايتى * هرگز به ديده نيست شباهت شنفته را هفت آسمان هنوز بگريد بر آن كه ديد * در خون خضاب كاكل ماه دو هفته را از هر طرف غبار مصيبت فرو گرفت * كاشانه‌هاى شهپر جبريل رفته را